یادم نمیاد کی بود ولی هنوز خوب یادم مونده که تو همین کارگاه کتابداری خودمون بود که آقاعجم عزیزمون پیشم اومدو پیشنهاد یک اسم واسه وبلاگ دانشجوهای کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه خودمون رو از من خواست، لیب نت. قبل از این اقدام به چنین کاری کرده بودم اما نشد که ادامه پیدا کنه! و شاید عمرش به چند ماه هم نرسید.

الان وقتی آقا رضای کتابدارو می بینم، خوشحال و احساس غرور می کنم که یک دانشجوی کتابدار و اطلاع رسان دانشگاه شاهد ظهور کرد که برای گروه و دانشجویای رشتمون زحمت کشید، وبلاگ نوشت، ادامش داد، به روز رسانیش کرد، این مدت که دانشگاه نبودم و دور از کارگاه بودم از دنیای مجازی شاهد کارای آقای رضای کتابدار بودم، فعالیت تو ادکا، به روز رسانی وبلاگ ، ....که همه این فعالیت ها با عشق بود، حتی می دونم از درسش بیشتر مواقع زد تا اسم دانشگاه شاهد حداقل تو ادکا باشه و یا وبلاگی باشه و ایجاد علاقه ای بین بقیه دانشجوها

شاید خیلی از دوستای دیگمون واسه گروه دانشجوییمون واسه ادکا و واسه خیلی از کارای دیگه زحمت کشیده باشند که من آشنایی با اونا به نسبت به اقای رضای کتابدار رو ندارم  همین جا از اونا هم تشکر می کنم. اما خیلی ناکافیه . از همه دانشجوهای کارشناسی و کارشناسی ارشد میخوام که تو این راه به آقا رضامون کمک کنم هر چند کم، اما همونم ارزشمنده.

وظیفه خودم دونستم از آقا رضای کتابدار عزیزمون بابت زحمتایی که کشیده تشکر کنم، من هم به عنوان  دانشجوی کارشناسی ارشد علوم کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه شاهد، وظیفه خودمون می دونم که تو این راه باشم و کنار آقای رضا، کتابدار بزرگمون این افتخارو داشته باشم که مطلب ناقابلی رو هر چند گاه  تو وبلاگ بنویسم.

 

ختم کلام.....

آقا رضای عجم تو را سپاس